مدتی قبل که سوار ماشین بودم توی یکی از میدانهای اصلی شهر دیدمش آرام و بی حرکتی نشسته بود و داشت تکه نانی خشک را می خورد از داخل ماشین عکس گرفتم و رفتم نزدیکتر تا یک کلوزاپ از چهره اش بگیرم . وقتی نزدیکش رسیدم و می خواستم عکس بگیرم با اشاره دست گفت نه! از نزدیک چهره اش سرد و بی روح بود و چشمانی پر از آب که نمی دانم داشت گریه می کرد یا اینکه به خاطر سردی هوا اشک از چشمانش می آمد . چشمهانی که پر از حرف بودند ...
نمی دونم چرا سینماچی های غرب گیر دادن به تاریخ و تمدن ایران و اصلا دست از سر ما ها ( منظورم ایرانی ها) بر نمی دارن مثل اینکه دوباره قراره یک فیلم در مورد پادشاهان ایرانی بسازن . هنوز هم معلوم نیست تو این پروژه ایرانی ها با چه شکل , شمایل و خوی و خصلتی نشان داده می شن؟
مثل فیلم 300 که از روی یک کمیک استریپ ساخته شده این دفعه هم قراره فیلم شاهزاده ایرانی را از روی یک بازی کامپیوتری بسازن! این فیلم پروژه جدید والت دیزنی هست که داستانش راجع به یکی از شاهزاده های ایرانی است که با شاهزاده رقیب متحد می شوند تا با کمک هم در برابر شاهی ظالم و خشمناک که قصد دارد با به وجود آوردن طوفان شن دنیا را نابود کند مبارزه کنند. نقش شاهزاده ایرانی را هم فعلا بازیگر استرالیایی چارلی کلاوسن برعهده داره.هنوز فیلم 300 که با نگاهی خصمانه به تاریخ ایران ساخته شده در حال اکران تو سینماهای جهانه که خبر از ساخت یک فیلم با محوریت ایرانی ها به گوش می رسه و اونهم چقدر سطحی ؟
یک فیلمنامه را از روی یک بازی کامپیوتری خواهند نوشت و معلوم نیست این بار چه نگاهی به تاریخ و تمدن ماها داشته باشن فقط امیدوارم این دفعه ما ایرانی ها غارتگر- بی تمدن و... نشان داده نشیم .
حالا خدای نکرده زبانم لال اگرباز دوباره تو این فیلم جدید هم توهین کنند به ملت شریف ایران بازسرو صدا و.... شروع میشه. و چرا به جای اینکه دست رو دست بگذاریم تا خارجی ها تاریخ و تمدن ما رو هر جور میخوان فیلم کنن و چرا ماها ( البته منظورم مسوولین فرهنگی هنری و غیره ... است) دست به کار نشویم و یه کمی بودجه بیشتر صرف هنر و فرهنگ نکنیم
یه مثال کوچولو برای روشن تر شدن قضیه :
الان همه دنیا پینوکیو را با آن دماغ تابلو می شناسند فقط به خاطر اینکه هر ساله جشنواره فیلم – انیمیشن و ... راجع به این عروسک لاغر مردنی در سطح استاندارد جهانی ساخته
می شه حالا شما ببینید چند نفرازآدمهای کره زمین راجع به شاهنامه فردوسی اطلاع دارند؟ اصلا خود ما تا حالا شاهنامه خوندیم ؟
چند تا فیلم – داستان مصور و... راجع به شاهنامه در حد جهانی ساخته شده است؟
پس باید دست به کار شد و گرنه شاید دوباره فرانک میلر(طراح داستان مصور 300) دلش بخواهد یه داستان تازه تر راجع به جنگ ایران و روم بنویسه و این دفعه به جای 300 نفر 30 نفربا ایرانی ها جنگ کنند و زبانم لال ما هم شکست بخوریم ( خدا آن روز را نیاورد) به هر صورت باید آستینها را بالا زد و یه فکر اساسی کرد تا تحولی عمیق ( مواظب باشیم زیاد هم عمیق نباشه تا غرق بشیم) در زمینه تولیدات فرهنگی هنری ایجاد کرد.
پس به امید آن که روزی بتوانیم پوز فرانک میلر را به خاک بمالیم

همون اول که این طرح به ذهنم رسید اسمش را گذاشتم انقلاب
انقلابی که خیلی محاسن و معایب داره
انقلابی که به دست هر کسی افتاد باید بتونه خوب هدایتش کنه
انقلابی که به خیر و صلاح همه باشه
انقلابی که ....و غیره باشه
به نظر شما برای این طرح قدیمی چه اسم دیگه ای میشه گذاشت؟
یک شعر ونامه از میکل آنژ
(( هنرمند و اثرش))
بانوی من ! اشکالی که در مرمر سخت کوه جان می گیرند؛
به خالق خویش که گذشت سالیان او را خاک می کند . زندگی می بخشند.
هنر؛ این چنین برطبیعت پیروز میشود. منکه پیکر تراشم اینرا میدانم.
اعجاب این هنر زمان و مرگ نمی شناسد.
من می توانم با رنگ ؛ با سنگ ؛ بهردویمان جان ببخشم.
و چهرهایمان را به هم شبیه سازم.
قرنها بعد که هردوی ما خاک شده ایم ؛ زیبایی تو و اندوه من همچنان خواهند زیست ومردم خواهند گفت: (( آنها هر دو یکنفر بودند))
11 مه 1555
جورجوواساری_ مجبور شدم در ساختمان سان پیتر شرکت کنم و نه تنها به مدت هشت سال مجانی خدمت کردم _ بلکه کارم نیز بی نهایت باعث غم و اندوه و ضرر شده است . و اکنون که کار شروع شده پول هم حاضر است و من تقریبا حاضرم تا گنبد را بنا کنم . اگر کار را رها کنم تمام ساختمان از بین خواهد رفت و در سراسر حکمرانی مسیحیت به من تف و لعنت خواهند کرد و روحم در آتش جهنم خواهد سوخت .
از اینرو مسرجورجوی عزیز ؛ از شما تقاضا می کنم بخاطر پیشنهادات دوک از ایشان تشکر کرده و از عالیجناب تقاضا کنید اجازه فرمایند که من بکارم ادامه دهم تا بتوانم با اسمی نیکو و افتخاری بدون شرم و تقصیر اینجا را ترک کنم.
(( تو ۳۹ دوره جشنواره آماروستیکا ایتالیا شاهرخ حیدری و محمود نظری از ایران جایزه بردن))
فکر کنم این دومین و چندمین جایزه بین المللی حیدری و نظری باشه که برنده شدن - بهشون تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق پیروز باشن .این توضیح رو هم بگم که شاهرخ یکی از بروبچه های کاریکاتوریست اهوازه که در زمینه عکس و گرافیک بطور حرفه ای فعالیت می کنه و محمود هم اهل همدان که بیشتر تو زمینه انیمیشن کار میکنه در ضمن این دو تا هنرمند هم زیاد در زمینه کاریکاتور کار میکنند.

این کارم در نمایشگاه مسابقه نصرالدین هوجا ترکیه با موضوع صلح راه پیدا کرد و متاسفانه از اصل اثر که یک کار دستی بود کپی ندارم و این کار را دوباره کشیدم و تو فتو شاپ رنگ آمیزی کردم. راستی کاتالوگ جشنواره از کیفیت بالایی برخودار بود و آثار چاپ شده درآن نیز بسیار پر محتوا و قوی بود.

بلاخره بعد از مدتها قرار شد در هفته نامه شهرآرا ((نشریه شهرداری مشهد)) کمیک استریپ هایی با موضوعات اجتماعی کار کنم این استریپ هفته قبل چاپ شد و اسمش را هم گذاشتم گدا گشنه ولی از اون بالا بالاها تیتر زدند طمع ورزی را نباید دو چندان کنی...وچون طرح توی آپ کردن مشکل داشت از استریپ عکس گرفتم وگرنه اصل طرح کیفیت بهتری داره .این توضیح را هم بدم که الان حدود ۳ ساله که به عنوان عکاس و تصویرساز با این نشریه دارم کار می کنم که گاه گاهی به طور پراکنده کاریکاتور هم چاپ می کردم اما خوشبختانه قرار شده که هر هفته بخش استریپ را در نشریه داشته باشیم از این به بعد هم هر هفته سعی می کنم استریپ ها را آپ کنم . پس تا هفته آینده....